من برگي را ديدم
من برگي را ديدم كه روياي سبز جنگل را در« سر»،
و عشق به تکثیر را در« دل» داشت .
او در تكاپوي حيات روييد
و جوشيد....
و جوانه زد....
و عمري شكوفايي را تجربه كرد.
گرچه جنگل نيافريد؛
اما تجسم « امل» و شکوه « عمل » را دید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر ۱۳۹۴ ساعت توسط Rasoulkhani
|