درباره ی عشق (جبران خلیل جبران)
محبوبم، اشکهایت را پاک کن! زیرا عشقی که چشمان ما را گشوده و ما را خادم خویش ساخته، موهبت صبوری و شکیبایی را نیز به ما ارزانی میدارد. اشکهایت را پاک کن و آرام بگیر، زیرا ما با عشق میثاق بستهایم و برای آن عشق است که رنج نداری، تلخی بی نوایی و درد جدایی را تاب میآوریم.
هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد، از پیاش بروید، هرچند راهش سخت و ناهموار باشد.
هنگامی که بالهایش شما را در بر میگیرد، تسلیمش شوید، گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند.
وقتی با شما سخن میگوید باورش کنید، گرچه ممکن است صدای رؤیاهاتان را پراکنده سازد، همان گونه که باد شمال باغ را بیبر میکند.
زیرا عشق همانگونه که تاج بر سرتان میگذارد، به صلیبتان میکشد.
همان گونه که شما را میپروراند، شاخ و برگتان را هرس میکند.
همان گونه که از قامتتان بالا میرود و نازکترین شاخههاتان را که در آفتاب میلرزند نوازش میکند، به زمین فرو میرود و ریشههاتان را که به خاک چسبیدهاند میلرزاند.
عشق، شما را همچون بافههای گندم برای خود دسته میکند.
میکوبدتان تا برهنهتان کند.
سپس غربالتان میکند تا از کاه جداتان کند.
آسیابتان میکند تا سپید شوید.
ورزتان میدهد تا نرم شوید.
آنگاه شما را به آتش مقدس خود میسپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند، نانی شوید.
او پرنیان نوازش بالهایی ظریف را احساس کرد که گرد قلب فروزانش پرپر زنان میچرخیدند، و عشقی بزرگ وجود او را تسخیر کرد... عشقی که قدرتش ذهن آدمی را از دنیای کمیت و اندازه جدا میکند... عشقی که زبان به سخن میگشاید، هنگامی که زبان زندگی فرو میماند ... عشقی که همچون شعلهی کبود فانوس دریایی، راه را نشان میدهد و با نوری که به چشم دیده نمیشود هدایت میکند.
زندگی بدون عشق، به درختی میماند بدون شکوفه و میوه. عشق بدون زیبایی، به گلهایی میماند بدون رایحه و به میوههایی که هسته ندارند ... زندگی، عشق و زیبایی، یک روحاند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا میشوند و نه تغییر میکنند.
جانهای خاکی ما که اشتیاقی پنهان به حقیقت دارند
گاه به گاه برای مصالح زمینی از آن دور میشوند،و برای هدفی زمینی از آن جدا میافتند.
با وجود این، همهی روحها در دستان امن عشق اقامت دارند
تا زمانی که مرگ از راه برسد و آنها را نزد خدا به عالم بالا ببرد.
برای خاطر عشق به من بگو، آن شعله چه نام دارد که در دلم زبانه میکشد، نیرویم را میبلعد و ارادهام را زایل میکند؟
خطاست اگر بیندیشیم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت و باهم بودنی مجدانه است. عشق ثمرهی خویشاوندی روحی است و اگر این خویشاوندی در لحظهای تحقق نیابد، در طول سالیان و حتی نسلها نیز تحقق نخواهد یافت.
فقط عشق آدم کور است که نه زیبایی را درک میکند و نه زشتی را.
عشق، وقتی دچار غم غربت باشد، از حساب زمان و هیاهوی آن ملول میگردد.
عشق میزبانی مهربان است. گرچه برای میهمان ناخوانده، خانهی عشق سراب است و مایهی خنده.
عشق از ژرفای خویش آگاه نمیشود، جز در لحظهی جدایی.
عشق در ردای افتادگی از کنارمان میگذرد؛ اما ما میترسیم و از او میگریزیم، یا در تاریکی پنهان میشویم، یا این که تعقیبش میکنیم و به نام او دست به شرارت میزنیم.
عشق رازی است مقدس.
برای کسانی که عاشقند، عشق برای همیشه بیکلام میماند؛ اما برای کسانی که عشق نمیورزند، عشق شوخی بیرحمانهای بیش نیست.
حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم میشوند؛ اما براستی، عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش لبنان است.
عشق واژهای است از جنس نور که با دستی از جنس نور، بر صفحهای از جنس نور نوشته میشود.
عشق همانند مرگ همه چیز را دگرگون میکند.
نخستین نگاه معشوق، به روح ازلی میماند که بر سطح آبها روان شد، بهشت و جهنم را آفرید، سپس گفت: "باش" و همه چیز موجود شد.
گزیده هایی از جبران خلیل جبران درباره ی عشق
يك شعر تقديم به اهالي عشق
متن آهنگ "از من نگذر" از 25 باند
عاشق تر از قبلم بمون تو پیشم
دور از چشات هرگز آروم نمیشم
عاشق شدن خوبه اگه عشق تو باشه
تنهام نذار تا بی تو دنیام از هم نپاشه
تنهام نذار تا بی تو دنیام از هم نپاشه
از من نگذر نمیتونم ، چون وابستس به تو جونم
محتاجم به نفس هاتو ، آخه دور از دستات تو زندونم
آخه دور از دستات تو زندونم
نزدیك اگر باشی غرق تو میشم
دور از چشات هرگز آروم نمیشم
از غم دلم دوره آخه تویی امیدم
دیگه دوریت محاله واست جونمو میدم
از من نگذر نمیتونم
چون وابستس به تو جونم
محتاجم به نفس هاتو
آخه دور از دستات تو زندونم
از من نگذر نمیتونم
چون وابستس به تو جونم
محتاجم به نفس هاتو
آخه دور از دستات تو زندونم
آخه دور از دستات تو زندونم
روز پدر مبارک
علي مولا علي مولا علي مولا علي مولا علي مولا علي مولا
تو چه با كرم و جود و سخايي علي مولا
تو ولي الله و نور كبريايي علي مولا
حق حق حق علي مولاست
حق حق حق علي مولاست
چه شود كه حاجت من به كرم روا نمايي
منو ميهمان كربلا و هم نجف تو بنمايي
روز پدر بر تمامی پدران دنیا مبارک باد
خود کنترلی یا Sef management
1-آنچه میگویید و نحوه بیان آن را کنترل کنید.
آنچه میگویید کنترل کنید. به کلماتی که از دهان شما خارج میگردد، مدیریت کنید. این حقیقتی شناخته شده است که گوش کردن بیش از سخن گفتن، منفعت دارد(به هر حال ما دو گوش داریم و یک دهان). همچنین به خاطر داشته باشید که سخن گفتن در میان کلام دیگران بیادبانه است. بنابراین باید تصمیم بگیرید چه زمانی بهتر است ساکت باشید و گوش کنید و چه زمانی بر نقطه نظر خود پافشاری کنید. حفظ تعادل،کلید یک محاوره روان است، اما اگر رعایت اینکار برایتان دشوار است، ساکت بمانید.
یکی از مشخصات افراد بسیار موفق و مشهور آناست که ظاهرا شنونده خوبی هستند. در حقیقت این امر زاده خود مدیریتی است. آنان به تعادلی میان شنیدن و سخن گفتن رسیدهاند.
2-خود کنترلی را ازدست ندهید
از دست دادن خودکنترلی به سرعت کفه تعادل را به نفع دیگران برهم میزند. بسیاری از افراد مقادیر بسیار زیادی از ثروت و قدرت خویش را به خاطر انتقامگیری خشم و تلاش برای بازاریابی خویش، از دست میدهند.
مطمئن گردید که چهره شما همواره نشانهای دال بر لبخند یا تفکر داشته باشد.اگر هرگز از خود خشم، ناراحتی یا عدم کنترل نشان ندهید، همواره چهرهای قابلاعتماد خواهید بود و موقعیت را در کنترل خود خواهید داشت. وقتی کنترل خودرا از دست بدهید همهچیز را از دست خواهید داد.
بنابراین از مغز خود استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که آنچه دیگران میگویند، فکر میکنند و یا انجام میدهند، اهمیتی ندارد، فقط آنچه شما انجام میدهید، مهم است.
3-کار دشوار را در ابتدا انجام دهید
نکته سودمندی که در طی سالها تجربهام دریافتم ایناست که همواره کار دشوار را در ابتدا باید انجام داد و اینکار نیاز به خودانضباطی دارد ولی بسیار آسان است. آقای شکست میگوید: اون رو بعد انجام بده، مشغول کاری بشو که جالبتر و لذتبخشتر باشه. اما آقای موفقیت میگوید: الان انجامش بده و وقتی تمامش کردی، احساس رضایت میکنی.
احتمالا این نیز یکی از مشخصههای افراد موفق است که ابتدا کار دشوار را انجام میدهند. اگر فقط یک نکته و اندرز بخواهید بگیرید، همین است. این کار پاداش بسیار فراوانی دارد و باعث کاهش استرس، افزایش احترام، موفقیت بشر، خود مدیریتی و خود کنترلی و در نهایت خوش اقبالی میگردد.
4- به خودتان پاداش دهید
پساز آنکه کار دشوار را به پایان رسانیدید به خودتان پاداشی بدهید که انتظار آنرا داشته باشید. اکثر ما در زمان کودکی و برای خوردن دارویی تلخ، قول شیرینی را از والدین خود گرفتهایم. همین کار را برای خودتان انجام دهید. اینکار محرکی برای به اتمام رساندن آنکار دشوار و ادامه کار است (البته پساز گرفتن پاداش). پاداش من پساز یک تمرین ورزشی، یک دور شناست.
5- از یک سیستم مدیریت زمان استفاده کنید
زمان ارزشمندترین منبع شما است. آقای شکست شما را تشویق می کند که آن را نادیده بگیرید. همین الان از خودتان صادقانه بپرسید: آیا از وقت خود با کارایی که میتواند باشد، استفاده میکنید؟ اگر جواب منفی است، آقای شکست و خود مدیریتی شما حاکمیت دارد.
6- تناسب اندام خود را حفظ کنید.
معاینه کامل دورهای کاری عاقلانه است، اما در میان این معاینات نیز باید بدن خود را در بهترین حالت نگه داریم. همچنان که بارها گفتهام، مغز در بدن سالم بهتر کار میکند.
در طی سالیان، من چند مرحله افسردگی راتجربه کردهام، اما زمانی که ورزش منظم انجام میدادم و بدنم در وضعیتی مناسب، قوی و سالم بود، هرگز دچار افسردگی نشدم. اگرچه من از لحاظ پزشکی صلاحیت اظهارنظری ندارم، اما تجربه و نتایج خودم را میتوانم بگویم. بنابراین برای آنکه از زندگی لذت بیشتری ببرید، بدن خود را مدیریت کنید.
7- زیاده روی نکنید.
من عاشق خوردن و نوشیدن هستم. اعتراف میکنم که از انجام بسیاری از وسوسههای موجود، لذت میبرم. اما زیادهروی در هر شکلی که باشد معلول پیامهای آقای شکست است و نتیجه این همان است که آقای شکست امیدوار است، یعنی رخوت و افسردگی و بیماری. مطمئن گردید که تعادل را در همه امور رعایت میکنید.
8- با وسوسهها و تعللها مقابله کنید
تعلل یعنی به تاخیر انداختن کاری که باید انجام گیرد. من پیشتر گفته بودم که هیچ فرد موفقی نبودهاست که تعلل در کار خود نشان داده باشد. تعلل و موفقیت محال است که با هم باشند.
این چهار کلمه « همین الان انجام بده» دارای نیروی خود انگیزشی عظیمی است. این ضربالمثل را به خاطر داشته باشید، کار امروز را به فردا میفکن.
9- به خود بگویید من ارادهای قوی دارم.
نگویید که من اراده ندارم و یا اراده من ضعیف است. بلکه بگویید من اراده عظیمی دارم. و به گفتن این جمله ادامه دهید! همچنانکه این کتاب را میخوانید اهمیت فراوان این پیام را درک میکنید. تاکید و تصدیق منظم و مثبت تبدیل به تصویر میگردد و در نهایت نتایج مطلوب را میآفریند (و البته برعکس)
به همسر یا فرزندان خود بگویید «تو اراده عظیمی داری» همین باعث میگردد که آنان در برابر وسوسه مقاومت کنند. آن ارادهای که همه خواهان آن هستیم از طریق خود مدیریتی برای همه ما قابل حصول است. فقط 30 روز آنرا تمرین کنید. هرگاه آقای شکست شروع به وسوسه کرد، بگویید: «من اراده عظیم دارم» و از دیدن نتایج اینکار حیرت زده خواهید شد.
10- خود را باور کنید
افکار، عواطف، لذتها، خشم و منش و روحیه خودرا مدیریت کنید، زیرا همه ما قادر به کنترل خود هستیم. این سناریوی کوچک را تصور کنید. زن و شوهری در حال مشاجره شدید هستند،در همان حال در زده میشود و دو تن از دوستان آنان پشت در هستند. این زوج چگونه این موقعیت را مدیریت میکنند؟ شخصی که در را باز میکند به فوریت،افکار، رفتار، روحیه و حالت چهره خود را کنترل میکند. زمانی که مهمانان وارد منزل میشوند، دیگری نیز به یقین همین تغییرات را در خود انجام داده است. اگرچه جو کلی کمی تغییر کردهاست، اما به خاطر این وقفه، خشم واقعی به ناکهان کنترل شدهاست. همانگونه که میبینید ما میتوانیم خودرا کنترل کنیم فقط بستگی به این دارد که چقدر به این کنترل نیاز داشته باشیم.
یکی از بزرگترین ورزشکاران نیمه دوم قرن بیستم، دونده انگلیسی سباستین کو بود. من صحبتهای او را درباره قدرت عظیم اراده، خود انضباطی، خود کنترلی و خود مدیریتی به یاد دارم که همانها او را تبدیل به رکورددار جهان و المپیک در دوی 800 متر و 1500 متر کرده بود. او حتی در صبح کریسمس نیز از رختخواب بیرون آمد تا تمرینش را انجام دهد. پساز شام کریسمس نیز به جلسه تمرین برگشت. او هر روز بیرحمانه تمرین میکرد.
سباستین کو چگونه توانسته بود چنین روحیهای بدست آورد؟ آیا وی ارادهای قویتر از ما داشت؟ آیا انضباط وی بیشتر بود؟ آیا خود کنترلی و خود مدیریتی وی کاراتر از ما بود؟به یقین بله!
برگرفته از کتاب هنر موفق بودن نوشته ریچارد دنی - مترجم: مهدی غروی - نشر آزادمهر
زنگ استراحت شاد و پیروز باشید
ابمیوه پاکتی قبول.
شیر کاکائو قبول.
اصلا نوشابه هم قبول.
دیگه چرا ابمعدنی رو تکون میدی.
***
محققان ایرانی بر این باورند که ۷۲۳۶۱۹۷۹ نفر در ایران به تنبلی مفرط مبتلا هستند.
چون حتی حاضر نیستند این عدد رو تا ته بخونند
تو چی خوندی!
نخند فکر تنبلیت باش!!!
***
هنگام درس دادن استاد سر کلاس :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
موقع امتحان:
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
وقتی که نمره ها رو میزنن :
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
***
اگه خاطرتون باشه اون دوران ابر تخته پاکن میشستیم تا باهاش تخته رو تمیز پاکش کنیم درحین پاک
کردن چه حالی میداد ولی بعد چند دقیقه میفهمیدیم که چه گندی زریم.

یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.
پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی …. دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت:
خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!!
پری چوب جادوییش و چرخوند و………
اجی مجی لا ترجی
و آقا ۹۲ ساله شد!!!!
پیام اخلاقی این داستان:
مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن ، ولی پریها……………. مونث هستند !!!!!!!
***
هر چه حرکت بیشتری در تصویر ببینید استرس بیشتری دارید .

( زیادی بهش دقت نکنید اعصابتون خورد میشه)

***
شهره صولتي و آهنگ خليج فارس
يک زن خواننده ايراني که ما اجازه ورود به کشور را به او نمي دهيم (گذشته از مسائل سیاسی) در هزاران کيلومتر آنطرفتر قطعه اي هنري را اجرا مي کند و از وطنش حمایت میکند و این چنین نسبت به وطنش تعصب دارد آنچه که برايم جالب است اين عرق و تعصب ايرانيان در سراسر عالم است که بسيار محترم و قابل تقدير است


